loading...

معلم خصوصی ریاضی در شیراز

بازدید : 22
پنجشنبه 16 بهمن 1404 زمان : 9:05

راه‌های ثابت بطلان اینگونه نظری-انحصار شکل زمینه در حملیه-گوناگون میباشد، البته شایسته ترین طرز آن بر پایه ی مراعات نسبتهای مورد نیاز یعنی غیر متعدی میباشد ... در امر نسبتهای متقارن یعنی نسبتهایی که در حالتی‌که دربین«الف»و«ب»قائم معلم خصوصی ریاضی در شیراز باشند.

در بین«ب»و«الف»هم قائم میباشد قابلیت و امکان این‏[تأویل به حملیه‏]به تعبیری مستحسن میباشد، نسبت متقارنی را که متعدی باشد، مانند تساوی، ممکن میباشد اینگونه تفسیر کرد که از داشتن صفت مشترکی خبر می‏دهد و نسبت متقارن غیر متعدی مثل عدم تساوی را می‏قدرت تحت عنوان خبرها از وجود صفات متباین حیث کرد، لیکن هنگامی به نسبتهای ممتنع التقارن مانند پس و پیش و اقل و اکثر و غیره می‏رسیم واضح میباشد قابلیت این تأویل [تأویل به حملیه‏]منتقی می‏خواهد شد.از جمله زمانی دو چیز را تنها از نظر عدم تساوی در میان آنان می‏شناسیم فارغ از اینکه بدانیم کدام بزرگتر میباشد می‏توانیم بگوییم که عدم تساوی نتایج از اختلاف مقادیر آنهاست، چون عدم تساوی نسبت متقارن میباشد.ولی قسم به اینکه هرگاه دو شی‏ء یکی از بزرگتر از دیگری باشد خیر اینکه فقط غیر هم اندازه باشند بدین مفهوم میباشد که مقادیر آن ها گوناگون میباشد از نگاه صوری کافی برای ذکر واقعیت دستور نخواهد بود، چون هرگاه شی‏ء ثانوی بزرگتر از اولین می‏بود مقادیر آنان گشوده هم اختلاف می‏داشت، البته واقعیت دستور آیتم خبر غیر از آن بود که در حال حاضر میباشد.صرف اختلاف مقدار مجموع واقعیت آیتم خبر وجود ندارد، چون در حالتی‌که اینگونه می‏بود بزرگتر بودن یک شی‏ء از شی‏ء دیگری با بزرگتر بودن آن دیگری از او تفاوتی نمی‏داشت، پس ناگزیر می بایست بگویی که مقدار یکی‌از دیگری بزرگتر یا این که بیشتر میباشد تا نسبت«بزرگتری»را بکلی مهمل نگذاشته باشیم.
خلاصه اینکه داشتن اوصاف مشترک و هم داشتن اوصاف گوناگون و تباین هر دو از نسبتهای متقارن‏اند و لذا برای ذکر نسبتهای ممتنع التقارن کافی نخواهند بود.نسبتهای غیر متقارن(ممتنع التقارن)در تمامی سلسله‏های متصل همینطور در جای و مجال و در بزرگتری و کوچکتری اندازه‏ها و به صورت کلی و جزء و در اکثری خاصیت اساسی دیگر فقیه حقیقی وواقعی و دخیل‏اند و لذا منطقی که کلیه کارها را مؤول به مسئله و محمول می‏سازند بدون چاره میباشد کلیه این جنبه‏ها را تحت عنوان اینکه غلط و توهم میباشد نفی نماید، ولی در لحاظ افرادی که اینگونه سوء نظری در منطق ندارند این انکار کلی نا ممکن می‏کند.»
خلاصه استدلال راسل این میباشد که:در صورتی‌که جمله عشق مشمول نسبت متقارن و متقارن متعدی باشد می‏توانیم آن را به طور حملی برگردانیم.در صورتی بگوییم الف ب، ب الف، یا این که الف ب اینترنت ج پس الف ج ما خاصیتی را بر الف حمل کرده‏ایم که عبارت میباشد از مساوات با «ب».
همینطور جمله عشق و علاقه‏ای را که مشتمل بر نسبت تقارن غیر متعدی میباشد می‏توانیم به طور حملی برگردانیم زیرا می‏توانیم خواص عدم مساوات را بر حد خاصی حمل کنیم البته درصورتی که جمله عشق و علاقه دربرگیرنده نسبت ممتننع التقارن باشد نمی‏توانیم به حملیه ارجاع دهیم، زمانی می‏گوییم ب بزرگتر از ج میباشد می‏توانیم حکم کنیم که ب و ج دو مقدار گوناگون می‌باشند یعنی خواص عدم تساوی ب نسبت به ج را حمل کنیم، ولی برای اینکه معلوم کنیم مقدار عدم تساوی را، یعنی‏ برای اینکه بگوییم کدامیک گران قدر یا این که کوچکتر میباشد ناچاریم که«بزرگتر ... میباشد»یا این که«کوچکتر ... میباشد»را بکار ببریم، در این حالت نسبتی دربین دو حد می‏یابیم خیر اینکه خاصیتی را به حد واحدی نسبت داده باشیم.
برهان دیگری هم از خاصیت حمل به دست می‏آید، خصوصیت سوم قضایای حملیه این بود که قضایای حملیه به یک طرز تنها قابل تحلیلند و در‌حالتی که به طور دیگری بررسی شوند بطور کلی با شکل اولین تفاوت خواهند داشت، البته گزارههای عشق و علاقه را به دو یا این که بیشتر از دو شکل می‏گردد بررسی کرد:
«در مسئله‏ای که مشمول عشق میباشد مانند«الف بزرگتر از ب میباشد»می‏توانیم الف را قضیه اعتبار کنیم و«بزرگتر از ب میباشد»را محمول، یااینکه ب را زمینه و«الف بزرگتر میباشد از»را محمول، در‌این حالات دو نحوه برای چک موضوع به مسئله و محمول می‏یابیم.و وقتی که عشق دربرگیرنده بیشتر از دو حد باشد ... بیشتراز دو روش برای اجراء چک می‌باشد.

راه‌های ثابت بطلان اینگونه نظری-انحصار شکل زمینه در حملیه-گوناگون میباشد، البته شایسته ترین طرز آن بر پایه ی مراعات نسبتهای مورد نیاز یعنی غیر متعدی میباشد ... در امر نسبتهای متقارن یعنی نسبتهایی که در حالتی‌که دربین«الف»و«ب»قائم معلم خصوصی ریاضی در شیراز باشند.

در بین«ب»و«الف»هم قائم میباشد قابلیت و امکان این‏[تأویل به حملیه‏]به تعبیری مستحسن میباشد، نسبت متقارنی را که متعدی باشد، مانند تساوی، ممکن میباشد اینگونه تفسیر کرد که از داشتن صفت مشترکی خبر می‏دهد و نسبت متقارن غیر متعدی مثل عدم تساوی را می‏قدرت تحت عنوان خبرها از وجود صفات متباین حیث کرد، لیکن هنگامی به نسبتهای ممتنع التقارن مانند پس و پیش و اقل و اکثر و غیره می‏رسیم واضح میباشد قابلیت این تأویل [تأویل به حملیه‏]منتقی می‏خواهد شد.از جمله زمانی دو چیز را تنها از نظر عدم تساوی در میان آنان می‏شناسیم فارغ از اینکه بدانیم کدام بزرگتر میباشد می‏توانیم بگوییم که عدم تساوی نتایج از اختلاف مقادیر آنهاست، چون عدم تساوی نسبت متقارن میباشد.ولی قسم به اینکه هرگاه دو شی‏ء یکی از بزرگتر از دیگری باشد خیر اینکه فقط غیر هم اندازه باشند بدین مفهوم میباشد که مقادیر آن ها گوناگون میباشد از نگاه صوری کافی برای ذکر واقعیت دستور نخواهد بود، چون هرگاه شی‏ء ثانوی بزرگتر از اولین می‏بود مقادیر آنان گشوده هم اختلاف می‏داشت، البته واقعیت دستور آیتم خبر غیر از آن بود که در حال حاضر میباشد.صرف اختلاف مقدار مجموع واقعیت آیتم خبر وجود ندارد، چون در حالتی‌که اینگونه می‏بود بزرگتر بودن یک شی‏ء از شی‏ء دیگری با بزرگتر بودن آن دیگری از او تفاوتی نمی‏داشت، پس ناگزیر می بایست بگویی که مقدار یکی‌از دیگری بزرگتر یا این که بیشتر میباشد تا نسبت«بزرگتری»را بکلی مهمل نگذاشته باشیم.
خلاصه اینکه داشتن اوصاف مشترک و هم داشتن اوصاف گوناگون و تباین هر دو از نسبتهای متقارن‏اند و لذا برای ذکر نسبتهای ممتنع التقارن کافی نخواهند بود.نسبتهای غیر متقارن(ممتنع التقارن)در تمامی سلسله‏های متصل همینطور در جای و مجال و در بزرگتری و کوچکتری اندازه‏ها و به صورت کلی و جزء و در اکثری خاصیت اساسی دیگر فقیه حقیقی وواقعی و دخیل‏اند و لذا منطقی که کلیه کارها را مؤول به مسئله و محمول می‏سازند بدون چاره میباشد کلیه این جنبه‏ها را تحت عنوان اینکه غلط و توهم میباشد نفی نماید، ولی در لحاظ افرادی که اینگونه سوء نظری در منطق ندارند این انکار کلی نا ممکن می‏کند.»
خلاصه استدلال راسل این میباشد که:در صورتی‌که جمله عشق مشمول نسبت متقارن و متقارن متعدی باشد می‏توانیم آن را به طور حملی برگردانیم.در صورتی بگوییم الف ب، ب الف، یا این که الف ب اینترنت ج پس الف ج ما خاصیتی را بر الف حمل کرده‏ایم که عبارت میباشد از مساوات با «ب».
همینطور جمله عشق و علاقه‏ای را که مشتمل بر نسبت تقارن غیر متعدی میباشد می‏توانیم به طور حملی برگردانیم زیرا می‏توانیم خواص عدم مساوات را بر حد خاصی حمل کنیم البته درصورتی که جمله عشق و علاقه دربرگیرنده نسبت ممتننع التقارن باشد نمی‏توانیم به حملیه ارجاع دهیم، زمانی می‏گوییم ب بزرگتر از ج میباشد می‏توانیم حکم کنیم که ب و ج دو مقدار گوناگون می‌باشند یعنی خواص عدم تساوی ب نسبت به ج را حمل کنیم، ولی برای اینکه معلوم کنیم مقدار عدم تساوی را، یعنی‏ برای اینکه بگوییم کدامیک گران قدر یا این که کوچکتر میباشد ناچاریم که«بزرگتر ... میباشد»یا این که«کوچکتر ... میباشد»را بکار ببریم، در این حالت نسبتی دربین دو حد می‏یابیم خیر اینکه خاصیتی را به حد واحدی نسبت داده باشیم.
برهان دیگری هم از خاصیت حمل به دست می‏آید، خصوصیت سوم قضایای حملیه این بود که قضایای حملیه به یک طرز تنها قابل تحلیلند و در‌حالتی که به طور دیگری بررسی شوند بطور کلی با شکل اولین تفاوت خواهند داشت، البته گزارههای عشق و علاقه را به دو یا این که بیشتر از دو شکل می‏گردد بررسی کرد:
«در مسئله‏ای که مشمول عشق میباشد مانند«الف بزرگتر از ب میباشد»می‏توانیم الف را قضیه اعتبار کنیم و«بزرگتر از ب میباشد»را محمول، یااینکه ب را زمینه و«الف بزرگتر میباشد از»را محمول، در‌این حالات دو نحوه برای چک موضوع به مسئله و محمول می‏یابیم.و وقتی که عشق دربرگیرنده بیشتر از دو حد باشد ... بیشتراز دو روش برای اجراء چک می‌باشد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : -1

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 57
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 27
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 28
  • بازدید ماه : 28
  • بازدید سال : 572
  • بازدید کلی : 584
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی